محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
20
آثار عجم ( فارسى )
ايستاده ، لباس بلند پر از چين در بردارند و تاجى بر سر آنهاست و در دستشان ظرفى است و در سه درب ديگر كه اسطوانهء آنها بر زمين افتاده و شكسته نيز - همان صورت - به وضع مذكور بعينه حجّارى شده ، با همان لباس و تاج و ظرف در دست و در ساير سنگهاى ديگر كه در آن عرصه بر زمين افتاده نيز ، تصويرها منقوش است . از آن جمله سنگ بسيار بزرگى است كه بر روى آن ، صورت هفت نفر را نقش كردهاند ، همه با لباسهاى بلند پرچين مثل صورتى كه بر اسطوانها نقشاند كه مذكور شد و در دست هر يك از آن صورتهاى مذكوره ، ظرفى است ؛ مگر اينكه در دست يك آدم ، دست اسبى است به اينطور كه دست اسبى را گرفته ، از زمين بلند نموده و بر دوش نهاده ولى آن نقوش از اثر باران و آفتاب به مرور دهور منمحى « 1 » شدهاند ؛ خاصه چهرهء آنها كه ناچيز و نابود گرديده و قريب به اين مكان ، بر بالاى بلندى ، سدّه بستهاند و در عقب آن سدّه ، ممّر آبى را يافتم ؛ چون معلوم شد از اين ممّر ، آب در عمارت مذكور مىآمده و آثار عمارات ديگر نيز در آن حوالى موجود است كه بكلّى منهدم و مخروب است . امّا وجه تسميّه [ 12 f ] اين مكان به قصر ابو نصر ، معلوم بر اين بنده نيست كه به چه مناسبت آنجا را به اين اسم مىخوانند ؛ همانا كه اين نام را در اين سنوات ، نهادهاند به مناسبتى . چند ماه قبل از اين ، كه فقير در اين مكان بيايم ، در يكى از كتابهاى تاريخ انگريزى ديدم شخص ايطاليايى « 2 » نوشته بود كه هنگام سياحت ، در مكانى رسيدم كه يك فرسنگ تا شهر شيراز مسافت داشت ؛ آنجا را دست خضر ( 7 ) مىناميدند و قريب به آن بر بالاى كوه ، آثار عمارتى بود تمام از سنگ سياه و اهالى آنجا ، آن مكان را مسجد سليمان مىگفتند . ( انتهى ) . تاريخ آن شخص 200 سال قبل از اين بود و مرادش از مسجد سليمان ، همين قصر ابو نصر است و بر اين تسميهها ، هيچكدام اعتمادى نيست زيرا كه در اين شبهه نخواهد بود كه اين مكان از آثار سلاطين عجم است مثل كيان و غيره . احتمال اين [ است ] كه سليمان نامى ، همچنين ابو نصر اسمى ، در اينجا آمده ، مرمتى نموده
--> ( 1 ) . يعنى ، پاك شده و محو و نابود شده . ( 2 ) . معرب ايتالياست . مملكتى است وسيع از طرفى متصل است به بحر سفيد و او را باغ اروپا گويند طول آن 350 ميل است و عرضش 120 ميل .